از من محافظت کن و برو


از من محافظت کن و برو
بگذار پشت این رویا بایستم
هر کی به من گفت رد شدی
قسم می خورم که خودم خواستم

از من محافظت کن و برو
من پر از زخم هایی هستم که خورده ام
شما باید از این نردبان بالا بروید
بالا نرو، می افتم

درست زمانی که نیاز به رفتن دارید
احساس مبهمی گریبانمان را گرفته بود
ببینید، پس از یک عمر پر بودن
چه جای بدی بود که عاشقش شدیم

میخوام برات بمیرم
حقی که من از زندگیم دارم
به این برزخ لعنتی نگاه کن
چه مرگ بدهی زندگی من است

هرجا رفتم به خاطر عشق تو بود
در کنار تو هرچه می گویی داشتم
بهای عشقم را به تو ببین
عجب حسرتی تو دلم کاشتم

اگر به احساسات ما فکر می کنید، بروید
اگر هر دو را دوست دارید، آن را دنبال کنید
در این مرحله از زندگی مرگ نیز وجود دارد
او نمی تواند تو را از من بگیرد

دیدگاهتان را بنویسید