جایگاه چین در اسناد سیاست خارجی آمریکا


خبرگزاری مهر ، گروه بین الملل: پس از فروپاشی شوروی و پایان «جنگ سرد» در سال های پایانی قرن بیستم، بسیاری از استراتژیست ها و تحلیلگران عرصه روابط بین الملل از آغاز «تک قطبی» دوران و پیروزی ایدئولوژی «لیبرال دموکراسی» بر «فاشیسم» و «کمونیسم» را بیان کردند. ایالات متحده آمریکا اکنون «هژمون» و تنها قدرتی بود که هیچ کشوری در جهان قدرت مقاومت در برابر آن را نداشت. اما دو دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای جدیدی از دل روابط بین‌الملل بیرون آمده‌اند و به چالش‌های جدیدی برای امنیت ملی آمریکا تبدیل شده‌اند.
چین به عنوان یک قدرت اقتصادی، روسیه به عنوان یک قدرت نظامی و ایران و کره شمالی به عنوان قدرت های منطقه ای به کانون توجه سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده اند. مهمترین مبنای قدرت آمریکا نه قدرت نظامی یا فرهنگی، بلکه قدرت اقتصادی این کشور است. به همین دلیل مهمترین رقیب واشنگتن جمهوری خلق چین خواهد بود. پکن اکنون 17 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار دارد و دومین اقتصاد بزرگ جهان است. این نیروگاه اقتصادی با سرمایه گذاری در پروژه BRI به دنبال احیای جاده ابریشم و رسیدن به بازارهای آفریقا، آسیا و اروپا است. بر اساس آمار منتشر شده توسط مراکز معتبری مانند صندوق بین المللی پول یا بانک جهانی، چین تا قبل از سال 2030 به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل خواهد شد. اسناد ایالات متحده آمریکا و سیاست آن کشور برای مهار چین.
در ایالات متحده آمریکا، طبق قانون گلود واتر نیکولز، دولت موظف است هر سال سند امنیت ملی خود را منتشر کرده و در دسترس عموم قرار دهد. این اسناد اهداف، منافع و مسائل امنیت ملی ایالات متحده را مشخص کرده و به آنها می پردازد. پس از انتشار این سند، تمامی وزارتخانه ها و سازمان ها موظف به توجه به نقشه راه سرفصل های این سند و برنامه ریزی دقیق برای اجرای آن هستند. در ادامه این متن، ما سعی خواهیم کرد اسناد امنیت ملی ایالات متحده را برای درک بهتر سیاست مهار چین در کاخ سفید بررسی کنیم.
سند امنیت ملی ایالات متحده – 2015
در یک سند امنیت ملی در سال 2015، دولت باراک اوباما ضمن درک تهدید چین برای آینده برتری آمریکا در نظام بین‌الملل، با لحنی ملایم و مثبت از “ظهور چین باثبات، صلح‌آمیز و مرفه” استقبال کرد. علاوه بر این، این سند در مورد همکاری پکن و واشنگتن برای رسیدگی به چالش های منطقه ای و جهانی از جمله رسیدگی به تغییرات آب و هوا، سلامت عمومی، رشد اقتصادی و خلع سلاح شبه جزیره کره صحبت می کند. در این متن، آمریکا با تاکید بر «رقابت» با چین، هرگونه «مقابله» با آن کشور را رد می کند.
در ادامه بخش مربوط به چین، لحن سند تندتر می‌شود و از چین خواسته می‌شود به قوانین و هنجارهای بین‌المللی به‌ویژه در موضوعاتی مانند امنیت دریایی، تجارت و حقوق بشر پایبند باشد. در ادامه این سند آمده است: «ما از نزدیک روند نوسازی ارتش چین را زیر نظر داریم. ما شاهد افزایش حضور نظامی این کشور در آسیا خواهیم بود. امنیت سایبری و امنیت و حفاظت از فضای سایبری موارد دیگری بود که در بخش چین سند امنیت ملی آمریکا در سال 2015 ذکر شد.
سند امنیت ملی ایالات متحده – 2017
دونالد ترامپ، چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده، در حالی وارد کاخ سفید شد که واشنگتن اخیراً استراتژی جنگ اقتصادی با پکن را تدوین کرده بود و در حال آماده شدن برای رویارویی همه جانبه با قدرت اقتصادی در حال ظهور جهان بود. سند 67 صفحه ای استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، امنیت اقتصادی را به عنوان مهم ترین مؤلفه کلیدی در استراتژی امنیت ملی ایالات متحده ذکر کرده است. هسته اصلی این استراتژی مهار رقبای استراتژیک آمریکا، یعنی چین و روسیه است.
دولت ترامپ معتقد بود که تحمیل قوانین ناعادلانه اقتصاد و منافع مردم آمریکا را تضعیف کرده است. همچنین برخلاف اسناد قبلی، «تعامل» با چین به عنوان یک هدف راهبردی مطرح نشد، بلکه «مقابله» و «مهار» در دستور کار واشنگتن قرار گرفت. در این سند 51 بار کلمه اقتصاد و 45 بار از کلمه تجارت استفاده شده است که نشان دهنده اهمیت امنیت اقتصادی در تحلیل مقامات کاخ سفید است.
سند امنیت ملی ایالات متحده – 2018
سند 2018 بار دیگر بر سیاست مهار چین و روسیه به عنوان دو قدرت تجدیدنظرطلب تاکید کرد. در ادامه این سند از پکن و مسکو به عنوان دو قدرتی که به دنبال تغییر جهان بر اساس ارزش های غیرلیبرال هستند، نام برده شد. جالب است بدانید که در سند امنیت ملی سال 2018، ایران و کره شمالی به عنوان مهمترین تهدیدها علیه امنیت ملی آمریکا ذکر شده است. مقایسه اسناد 2017 و 2018 نقش آیپک و لابی عربی را در برجسته سازی تهدید ایران در دستگاه سیاست خارجی آمریکا نشان می دهد. چین در این سند 23 بار ذکر شده است.
سند امنیت ملی ایالات متحده – 2021
با آغاز حکومت دموکراتیک بایدن، اگرچه سیاست های «جکسونیسم» و «جفرسونیسم» (سودگرایی – انزواگرایی) نظام سیاست خارجی آمریکا اصلاح شد و به «ویلسونیسم» و «همیلتونیسم» (ارزش اصلی – انترناسیونالیسم) تبدیل شد، اما مشکل “حفاظت از چین” هنوز در راس اهداف استراتژیک نی سفید قرار دارد. در اولین سند رئیس جمهور دموکراتیک آمریکا، چین به عنوان تنها رقیب استراتژیک واشنگتن معرفی شده است که قادر به ترکیب قدرت دیپلماتیک، اقتصادی و فناوری است. در سند امنیت ملی 2021 آمریکا، موضوع تهدید پکن تحت عنوان «استراتژی رقابت بلندمدت با چین» مطرح شده است.
در این بخش دو نکته بسیار مهم در تقابل با پکن وجود دارد. اول، واکنش چین زمانی که مستقیماً منافع آمریکا را هدف قرار می دهد، و دوم، نیاز به افزایش حمایت از تایوان به عنوان متحد استراتژیک آمریکا. تاکید و سرمایه گذاری بر ارزش های دموکراتیک و احیای روابط و افزایش تعامل با شرکای سنتی از جمله راهکارهای پیشنهادی در این سند است. بخش پایانی و پایانی این مقاله بر تلاش‌های فعال‌تر برای ایجاد ائتلاف علیه چین متمرکز است.
فایده گفتار
به عقیده بسیاری از محققان و اساتید روابط بین الملل، نظام جهانی در مرحله «انتقالی» قرار دارد. طبق سنت تاریخی، پس از گذراندن مراحل ظهور و تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت بزرگ در نظام بین الملل، به تدریج به مرحله ضعف و سپردن موقعیت خود به قدرت بزرگ نوظهور می روند. اکثر آمارهای معتبر بین المللی گزارش می دهند که پکن در زمینه اقتصادی از آمریکا جلوتر است. قدرتی که به کمونیست های لیبرال چینی (!) اجازه می دهد تا از قدرت اقتصادی خود برای توسعه راهروهای سیاسی، نظامی، فرهنگی، فناوری، و… استفاده کنند.
در چنین شرایطی، آمریکا با درک وضعیت جدید نظام بین‌الملل، به دنبال بازتعریف خود با کشورهای بلوک غرب و تغییر وضعیت نیروهای خود به منظور افزایش تمرکز خود بر منطقه هند و اقیانوسیه است. انعقاد توافق هسته ای “آکوس”، اعلام سرمایه گذاری 40 تریلیون دلاری گروه “جی-7” برای رقابت با طرح BRI، موضوع نقض حقوق اویغورها در استان سین کیانگ، افزایش تنش در دریای چین جنوبی، تضعیف سیاست چین واحد با حمایت تایوان، تلاش برای ممانعت از تحکیم روابط کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا با چین و … نشان از استراتژی یکپارچه ایالات متحده برای مهار چین دارد. سوالی که از گفتگوهای محرمانه در راهروهای قدرت به وجود آمد و علناً در اسناد امنیت ملی آمریکا منعکس شد.
* محمد بیات کارشناس روابط بین الملل

دیدگاهتان را بنویسید